|
ساحل تنهایی روزگار تنهایی دخترکی بی کس
|
چگونه فراموشت کنم تورا که از خرابه های بی کسی به قصد سپید عشق هدایتم کردی، عاشق بی قرار و یاری با وفا برای خویش سازی آهو بره ای شدی که دوستی گرگ ر اپذیرفتی و بریا اشکهای او شانه هایت را ارزانی داشتی و با صداقت عاشق و دلش را به دست آوردی، چگونه فراموشت کنم تو را که سالها در خیالم سایه ات را می دیدم و تپش قلبت را حس می کردم و به جستجوی یافتنت به درگاه پروردگارم دعامی کردم که خدایا پس کی او را خواهم یافت؟؟!!!!!!!!
مروارید غلطانی است به نام اشک، وغروب دلتنگی است به نام مرگ [ ۱۳۸٩/٢/٢٩ ] [ ۱٢:۱۸ ق.ظ ] [ سارا ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |